در روستای کرکان حوالی آبکنار بندر انزلی در خانواده ای کشاورز متولد شد.بعد از گذراندن دوران راهنمایی ، وارد نیروی انتظامی ( ژاندارمری سابق ) میشه و بعد از یک مدت وقتی اولین حقوقش رو را گرفت حدود سال ۵۷ در بحبوحه انقلاب ازدواج میکنه.
آروم بود، اهل تظاهر و سختگیری توی زندگی نبود ، راحت با دیگران اخت می شد. با همسر ش خیلی مشورت می کرد به پدر و مادر احترام می گذاشت وخیلی در کارها کمکشون می کرد مثلا سر ساخت خونه بهشون خیلی کمک کرد . زود می بخشید، یک کم بد خط بود ، خیلی هم آدم ساده ای بوده وزود حرف دیگران رو باور می کرده .
بعد از اون برای حفاظت مرزهای جنوب کشور به بوشهر منتقل و حدود ۵ سالی را به همراه همسر درآنجا زندگی میکنه. اما به دلیل پاره ای از مشکلات و تنهایی و دوری همسر از خانواده دوباره به انزلی برمیگرده . و در پایگاهی در هشتپر فعالیت می کنه. فرزند اول خانواده ، اولین میوه زندگی آنها ، آقا محمود رضا ۵ سال بعد از ازدواج پدر و مادر به دنیا میاد و حدود ۲ سال و ۷ ماه بعد هم آقا مرتضی به جمع آنها اضافه میشه.
تا ۲۱/۴/۶۷ که مفقود الاثر می شون در جنگ حضور پیدا میکنه و در رفت وآمد بود . دریکی از آخرین عملیاتهای جنگ ، در حمله شیمیایی دشمن در منطقه شیمیایی می شه و جا می مونه . در واقع آن زمان نوبت مرخصی داشت اما می مونه و در عملیات حضور پیدا می کنه . وقتی شیمیایی میشه به علت کمبود امکانات و ماسک ، عده ای روی زمین می افتند که یکی از آنها شهید فلاح بوده. این اتفاق در خاک زبیدات عراق رخ می دهد.
در حال حاضر یک گوشه از مزار شهدای انزلی را جایی حدود نیم متر به این شهید بزرگوار اختصاص داده اند .
به امید روزی که برای پاسداشت بزرگ مردی های این شهدای عزیز همه ی ما گامی حتی کوچک در راستی معرفی آنها به دیگر نسل ها برداریم و سپاس گذار آنها باشیم.
روحش شاد و راهش پر رهرو.
آیا آنها به توجه کسی نیازمند هستند؟ آنها تکلیف خود را ادا کرده و با خدای خود معامله کردند. به یقین خداوند بهترین متعامل و پاداش دهنده است.